حميد احمدى
101
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
امام عليه السلام با استناد به آيات قرآن « 1 » در مورد اقدام خود سخن گفت ، اما يكى از رهبران گروه گفت تا زمانى كه به كار خود در جمل و صفين يقين داشتى ، در كنار تو جنگيديم ، اما حال كه شك كردهاى ، بايد توبه كنى و شهادت دهى كه گمراه شدهاى ؛ در اين صورت با تو خواهيم بود . امام عليه السلام فرمود : من از لحظهاى كه اسلام را پذيرفتم ، ذرهاى در آن ترديد نكردهام . اساساً خداوند شما را به وسيله ما هدايت كرده و از كفر نجات داده است . من گفته بودم كه دو حَكَم بايد براساس كتاب خدا حكم كنند و اگر جز اين كردند ، حكم آنان براى من ارزشى ندارد . از ديدگاه خوارج ، پذيرش حكميت مساوى با كفر بود ، به همينرو از امام مىخواستند كه بر كفر خود شهادت داده ، از آن توبه كند . « 2 » البته خوارج بهتدريج عقايدى افراطىتر يافتند ؛ تا بدانجا كه گناه را باعث از بين رفتن همه اعمال خوب و ايمان مىدانستند و مرتكب گناه نيز بايد توبه مىكرد تا وارد اسلام شود ، و گرنه كافر به شمار مىرفت . خوارج بيشتر عرب بودند و غيرعرب نيز كموبيش در ميان آنها بود . جداى از مسئله قومى و نژادى ، خوارج به بيان استاد مطهرى ويژگىهاى ديگرى نيز داشتند : آنان « جاهل مسلك و ناآشنا به فرهنگ اسلامى بودند . » « 3 » امام على عليه السلام خود در بيان خصوصيات روحى و فكرى خوارج مىگويد : مردمى خشن ، فاقد انديشه عالى و احساسات لطيف ، مردمى پست ، برده صفت و اوباش كه از هر گوشهاى جمع شدهاند و از هر ناحيهاى فراهم آمدهاند . اينها كسانى هستند كه بايد اول آموزش ببينند ؛ آداب اسلامى را فرابگيرند و در فرهنگ اسلامى تربيت شوند . « 4 » حضرت درباره ادعاى « نفى حكومت از مردم و اختصاص آن به خداوند » مىفرمايد : سخنى به حق است ، اما آنان از آن اراده باطل دارند . درست است قانونگذارى از آنِ خداست ، اما اينها مىخواهند بگويند غير از خدا كسى نبايد حكومت كند و فرمانروا باشد . مردم نياز به حاكم دارند ، خواه نيكوكار باشد و خواه بدكار . « 5 »
--> ( 1 ) . سورههاى آلعمران ( 3 ) : 230 ؛ مائده ( 5 ) : 95 ؛ نساء ( 4 ) : 35 . ( 2 ) . مرتضى مطهرى ، جاذبه و دافعه على عليه السلام ، ص 159 و 160 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . همان ، ص 160 . ( 5 ) . گردآورنده محمد بن حسين ( سيد رضى ) ، نهجالبلاغه ، ترجمه سيدجعفر شهيدى ، خطبه 40 .